۱. بیان مسئله
در سواحل شمال شرق دریای خزر (گمیشان، استان گلستان)، بخش بزرگی از زمینها، کم بازده و یا شور هستند. سایت میگوی گمیشان با وسعت 4000 هکتار در 4 لاین با هدف تولید پروتئین، اشتغالزایی و بهرهوری از زمین ها در این بخش احداث گردیده است (شکل 1). یکی از مشکلات اساسی صنعت پرورش میگو، اطلاعات کم و ناقص و غیرمستمر درخصوص میزان مواد مغذی، میزان تقاضای اکسیژن بیوشیمیایی، کلروفیلآ، پارامترهای فیزیکی و شیمیایی (دما، شوری، اکسیژن محلول، میزان اسیدیته) آب، به همراه شفافیت، کدورت، عمق و رنگ آب، کل مواد محلول، کل مواد معلق، کل ماده آلی و کیفیت بستر استخر می باشد. این موارد جهت تعیین عمکلرد تغذیه، کوددهی استخرهای پرورشی، مطالعه سرنوشت نوترینتها در اکوسیستم استخرها، ارزیابی پتانسیل آلودگی و بررسی تأثیر آنها بر رشد و بازماندگی میگو ضروری می باشند. نبود این اطلاعات باعث اختلال اساسی در تجزیه وتحلیل داده ها و مدیریت بهینه مزارع شده و در نهایت تولید حداکثری و بهرهوری بهینه از آب و شرایط موجود را تحت تاثیر خود قرار میدهد. لذا اندازه گیری این موارد در طی دوره پرورش و انجام اقدامات اصلاحی مرتبط، می تواند راهگشای تولیدکنندگان و بهرهبرداران گشته و اهمیت مانیتورینگ استخرها و اطلاعات در مدیریت بهینه مزارع را مشخص نماید.
- معرفی دستاورد یا راهکار
در این مقاله سایت میگوی گیمشان واقع در استان گلستان به عنوان مدل انتخاب شده و اطلاعات مختلف آن شامل شرایط فیزیکی و شیمیایی آب و همچنین زیستمندان جمع آوری شده و به منظور ارائه راهکارهای مدیریتی جهت تولید بهینه مورد استفاده قرار گرفته که در ذیل به آنها پرداخته می شود.
۱.۲. فاکتورهای فیزیکی و شیمیایی آب
منبع تامین آب مزارع میگو در این سایت، آب دریای کاسپین بوده که توسط یک کانال آبرسان اصلی به سایت تزریق میشود. فاکتورهای فیزیکی و شیمیایی این آب در جدول 1 نشان داده شده است. به منظور تولید مناسب و پایدار مقادیرنشان داده شده است. به منظور تولید مناسب و پایدار مقادیر نشان داده شده است.
هر یک از فاکتورهای عنوان شده در جدول مذکور بایستی در محدوده مطلوب نگهداری شوند. این موارد می توانند با تعویض آب به موقع صورت بپذیرند.
۲.۲. زیستمندان موجود در استخرها
غذای زنده موجود در استخرها شامل فیتوپلانکتونها، زئوپلانکتونها و ماکروبنتوزها بوده که با فاکتورهای فیزیکی و شیمیایی آب مرتبط هستند. فیتوپلانکتونها به عنوان اولین حلقه از زنجیره غذایی در اکوسیستمهای آبی، نقش حیاتی در چرخه غذایی مزارع پرورش میگو ایفا میکنند. کوددهی به موقع و شکوفایی پلانکتونی و استقرار پلانکتونهای مفید نظیر دیاتومهها از شرایط اولیه ذخیرهسازی پست لاروها در مزارع بوده و شناسایی گونههای موجود، بررسی ارتباط آنها با شرایط محیطی (شامل خصوصیات فیزیکی و شیمیایی آب)، تعیین تنوع و تراکم آنها، و تحلیل اثرات آنها بر چرخه غذایی میگوهای پرورشی، از اهمیت بالایی برخوردار است.
۲.۲. ۱. فیتوپلانکتونها
مجموع نتایج حاصل از تحقیقات انجام شده در این سایت نشان میدهد که فیتوپلانکتونها در مزارع پرورش میگوی گمیشان دارای تنوع و تراکم متفاوتی بوده که تحت تأثیر عوامل محیطی و مدیریتی قرار میگیرند. از بین فیتوپلانکتون باشد. دما یکی از فاکتورهای بسیار موثر در تغییر تنوع فیتو-پلانکتونها میباشد. هر چه دما کاهش یابد یا بیش از حد افزایش یابد میتواند تنوع و تراکم فیتوپلانکتونها را به سرعت تغییر دهد (صالحان و همکاران،1394). حضور فیتوپلانکتونهای مفید، بهویژه دیاتومهها، میتواند بهبود کیفیت آب و جلوگیری از شکوفایی جلبکهای مضر را به دنبال داشته باشد (بختیاری و همکاران، 1391). شاخصهای تنوع و یکنواختی در این تحقیق نشان دادند که تنوع فیتوپلانکتونها ضعیف بوده و در طول دوره پرورش متغیر است. در این رابطه شاخص سیمپسون کمتر از 5/0 و شاخص شانون بین 1/1 تا 3/1 محاسبه شد که نشاندهنده تنوع کم این موجودات بود. تنوع کم فیتوپلانکتونها میتواند تأثیر منفی بر چرخه غذایی میگوها داشته باشد. این یافتهها نشان میدهد که مدیریت صحیح استخرها و بهینهسازی شرایط محیطی برای افزایش تنوع و تراکم فیتوپلانکتونها ضروری است. کوددهی با کود اوره (16 کیلوگرم در هکتار)و فسفات (4 کیلوگرم در هکتار) در یک نوبت پس از شستشوی استخر و آبگیری به ارتفاع 80 سانتیمتر و پس از بلوم، رساندن پست لاروها و زئوپلانکتونها (که خود نیز بخشی از غذای میگوها را تشکیل میدهند) اهمیت دارد.
۲.۲.۲. زئوپلانکتونها
دومین گروه مهم از زیستمندان موجود در استخرهای سایت گمیشان، زئوپلانکتونها بوده که جزو اصلیترین غذای زنده میگوها تا دو ماهه اول پرورش هستند (شکل ۲). مهمترین گروههای زئوپلانکتونی شناسایی شده در استخرهای مورد اشاره کوپهپودا، روتیفرها، لارو پرتاران و سختپوستان بودند که گونه کوپهپودا به عنوان غالبترین جمعیت حضور داشت. حضور چشمگیر فورامینیفرها در بین پروتوزوآها بهعنوان بخشی از جمعیت زئوپلانکتونی موجود در استخرهای سایت مشهود می باشد. تنوع و تراکم زئوپلانکتونها بهطور مستقیم تحت تأثیر بلوم فیتوپلانکتونی استخرها و عوامل فیزیکی و شیمیایی آب مانند شوری، دما و pH قرار دارد. در این رابطه،
ارتفاع آب به بالای 160 سانتیمتر و سبز نگهداشتن استخرها
میتواند حضور مستمر فیتوپلانکتونهای مفید نظیر دیاتومه ها را تقویت نماید. حضور این فیتوپلانکتون ها از دو منظر تغذیه بیشترین دما در مرداد ماه ثبت که بیشترین فراوانی گونه کوپهپودا را درپی داشت که مؤید تأثیر دما بر پویایی این جانداران است. از سوی دیگر، عدم حضور کلادوسرا و فراوانی پایین روتیفر در مقایسه با آبهای دریای کاسپین نشان دهنده نقش معنیدار بالا بودن شوری در زیستمندان موجود در استخرهای پرورش است. همچنین، لاروهای پلیکت و نماتدهای آزاد در اواخر مرداد (زمانیکه شوری زیاد است) دیگر مشاهده نمی شوند. تغییرات آب و هوایی، بهویژه نوسانات دمایی میتواند بر ترکیب گونهای و فراوانی زئوپلانکتونها تأثیرگذار باشد. باروری اولیه استخرها و عدم مصرف گونههای موجود توسط پست لاروهای میگو میتواند بر تنوع و تراکم تاثیرگذار بوده و با پیشرفت دوره پرورش، تغییرات محیطی از جمله شوری بالا، تغییرات دمایی، استفاده از فیلترهای ریز و تجمع مواد آلی در انتهای دوره پرورش و افزایش رقابت بین گونهها، از تراکم و تنوع زئوپلانکتونی کاسته شود. این شرایط ضمن کاهش تنوع گونهای، میتواند تأثیر مستقیمی بر کیفیت محیط زیست داخل استخرها و در نتیجه بر روند پرورش میگو داشته باشد.
۲.۲. ۳. ماکروبنتوزها
با افزایش تمایل میگو به حضور در بستر در اواسط دوره پرورش، ماکروبنتوزها نقش خود را در چرخه غذایی در مزارع پرورش میگو ایفا مینمایند (سقلی و همکاران، 1392). تغییرات در تنوع و تراکم ماکروبنتوزها در تحقیقات مختلف نشان میدهد که در سالهای مختلف در مزارع پرورش در یک منطقه با توجه به شرایط سال زراعی، مقادیر میتواند متفاوت باشد. از یک طرف شرایط مکانی، زمانی و پرورشی خاص استخرها در زمان پرورش و از طرف دیگر درصد استفاده از آنها که بستگی به سن و دورههای مختلف زندگی میگو دارد میتواند در این موضوع دخیل باشد (فرخ بین و همکاران، 1391). به طور کلی بین میزان فراوانی بنتوزها و میزان مواد آلی بستر رابطه خطی معکوس وجود دارد. بدین معنا که با افزایش بار آلی بستر، از میزان فراوانی ماکروبنتوزها کاسته می شود. فراوانی Cerastoderma و Ecrobia در مزارع سایت گمیشان بیشتر از سایر بنتوزها بوده که میتواند نشان دهنده سازگاری دوکفهایها و شکمپایان با شرایط موجود بخصوص افزایش بار آلی کل بستر باشد. به طور کلی با توجه به اینکه هر چه بهسمت انتهای دوره میرویم دما، شوری آب و مواد آلی بستر افزایش یافته و در کل شرایط استخرها به سمت نامطلوب پیش می رود، شرایط برای حضور و فراوانی ماکروبنتوزها نامناسبتر می گردد. به منظور جلوگیری از این شرایط نامساعد، مدیران مزارع باید محصول سرپا را به دقت اندازهگیری نموده و میزان غذا دهی روزانه را مدیریت نمایند. دقت در پراکندگی یکسان غذا در سطح استخر توسط کارگران (ترجیحا استفاده از غذا ده اتوماتیک در صورت وجود برق) و میزان مناسب غذا میتواند از ایجاد مانده غذا در بستر و افزایش ناخواسته مواد آلی جلوگیری نماید.
جمع بندی مطالب فوق نشان میدهد که مزارع پروش میگو در سایات گمیشان از نظر غنای گونهای زیستمندان فقیر میباشند. از دلایل این موضوع میتوان به شرایط نامساعد انتهای فصل پرورش مانند افزایش شوری، مواد آلی و کاهش دما اشاره کرد. به منظور مدیریت عوامل زیستی و غیرزیستی در مزارع پرورش سایت میگوی گمیشان توصیه ترویجی ذیل پیشنهاد می گردد.
- توصیه های ترویجی
1.استفاده از فیلتر شنی با دانهبندی قلوه سنگ (قطر 10 سانتیمتر)، بادامی (قطر 3 سانتیمتر)، ماسه شسته و ماسه بادی (1 تا 3 میلیمتر)، استفاده از فیلتر پارچهای سه لایه، 1000، 500 و 300 میکرون با جدار خارجی محافظ تور پشهبندی در کانال آب ورودی به مزرعه.
2.مقدار شفافیت آب در استخرها بین 30 تا 40 سانتیمتر حفظ گردد.
3.پاپیش مستمر فاکتورهای فیزیکوشیمیایی آب بویژه اکسیژن محلول، شوری، آمونیاک و pH و حفظ آنها در محدوده مناسب.
4.نمونه برداری مستمر از پلانکتونها به منظور برآورد غذای زنده.
5.بعد از ماه اول ذخیرهسازی میگوها، نمونهبرداری و زیستسنجی 20 روز یک بار به منظور تنظیم و برآورد غذای مصرفی (براساس 4 درصد بیومس) انجام گردد.
6.تعویض مستمر آب بعد از 2 ماه از معرفی PL، به خصوص با توجه به افزایش شوری در اواخر دوره پرورش، بدین صورت که شوری در حد 20 الی 25 گرم در لیتر تنظیم شود.
7.زمان پرورش از اواسط اردیبهشت آغاز گردد که با احتساب دوره 110 روزه، برداشت در اواسط شهریور به پایان برسد تا ریسک کاهش ناگهانی دما تقلیل یابد.