1نویسنده مسئول، استادیار پژوهش، مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تهران، ایران
2استاد پژوهش، مؤسسه تحقیقات گیاهپزشکی کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تهران، ایران
3دانشیار پژوهش، مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تهران، ایران
چکیده
جنگلهای ایران، به مثابه اکوسیستمهایی پیچیده و با ارزش، کارکردهای حیاتی از جمله حفظ تنوع زیستی، تعدیل شرایط اقلیمی و پایدارسازی معیشت جوامع محلی را بر عهده دارند. در راستای صیانت از این سرمایههای طبیعی و پایداری کارکردهای آنها، کنترل بیولوژیک به عنوان راهبردی پایدار و سازگار با محیطزیست مطرح میگردد. این روش، با بهرهگیری از عوامل زنده طبیعی نظیر شکارگرها، پارازیتوئیدها و عوامل بیماریزا، در جهت مدیریت جمعیت آفات جنگلی عمل مینماید. با این وجود، گسترش مؤثر کنترل بیولوژیک در عرصههای جنگلی ایران با موانع و چالشهای بنیادینی مواجه است. مقاله حاضر با روش مروری-تحلیلی و مبتنی بر مطالعات کتابخانهای و تجارب میدانی، چالشهای پیشِرو را بررسی نموده است. در ریشهایترین سطح، پیچیدگی ذاتی اکوسیستمهای جنگلی و احتمال برهم خوردن تعادل اکولوژیک ناشی از معرفی عوامل جدید، خطری جدی محسوب میشود. این موضوع با کمبود دادههای پایه شامل بانکهای اطلاعاتی ناقص از دشمنان طبیعی بومی و مطالعات محدود بر زیستشناسی و دینامیک جمعیت آنها تشدید میگردد. افزون بر این، مدیریت ناپایدار عرصه به اشکالی مانند بهرهبرداری بیشازحد، تخریب زیستگاه و کشت گیاهان زراعی زیراشکوب، که غالباً با مصرف سموم شیمیایی همراه است، مستقیماً جمعیت عوامل مفید را کاهش میدهد. در نهایت، تنشهای محیطی کلان نظیر خشکسالیهای گسترده، کاهش پوشش گیاهی گلده کف جنگل و پدیده ریزگردها، بر بقا و کارایی عملیاتی این عوامل تأثیر منفی گذاشته و تضعیفشان میکند. نکته بنیادین آن است که مؤثرترین و پایدارترین خط دفاعی در برابر آفات، کنترل بیولوژیک طبیعی در اکوسیستم جنگل است و هرگونه برنامه مدیریتی باید نخست بر شناسایی و صیانت از این سازوکار خودتنظیم متمرکز شود. بر این اساس، رویارویی با موانع فنی و عملیاتیِ پیشرو، تنها زمانی به پایداری بلندمدت میانجامد که در چارچوب تقویت همین اصل بنیادین طراحی و اجرا گردد. در کنار این محدودیتها، دسته دیگری از موانع با ماهیت فنی و عملیاتی، توسعه کنترل بیولوژیک در جنگلهای ایران را تحت تأثیر قرار میدهد. اجرای عملیاتی با موانعی مانند ناپایداری عرصههای جنگلی، فقدان پروتکل استاندارد رهاسازی و پایش، و دشواری پوشش دادن عرصههای وسیع و ناهموار روبهروست. ماهیت ذاتی روش کنترل بیولوژیک، از جمله تدریجی بودن نتایج و خطر حمله به گونههای غیرهدف توسط برخی عوامل، پذیرش و کارایی آن را کاهش میدهد. محدودیتهای زیرساختی نیز شامل ضعف در تولید انبوه عوامل مفید، کمبود ذخایر ژنتیکی و نبود حمایت مالی و سیاستی، پشتیبانی بلندمدت از این راهبرد را تضعیف میکنند. غلبه به بر این چالشها مستلزم تغییر بنیادین در نگرش مدیریتی و اتخاذ یک راهبرد جامع است که در کوتاهمدت و بلندمدت عمل کند. این راهبرد شامل حفظ و تقویت جمعیت دشمنان طبیعی از طریق مدیریت زیستگاه، تغییر رویکرد از مداخلات مقطعی به مدیریت اکوسیستممحور، گسترش تحقیقات پایه برای شناخت اکولوژی عوامل بومی، تدوین پروتکلهای استاندارد ملی برای رهاسازی و پایش، جلب حمایتهای نهادی و مالی پایدار و توسعه همکاریهای فنی بینالمللی برای انتقال دانش و فناوری میباشد. با وجود همه این موانع، کنترل بیولوژیک در چارچوب مدیریت تلفیقی آفات (IPM)، نه تنها یک گزینه، بلکه ضرورتی انکارناپذیر برای حفظ پایداری، سلامت و تعادل اکولوژیک جنگلهای ایران در بلندمدت به شمار میآید.
Analysis of Challenges and Proposing Solutions for Development of Biological Control in Forest Pest Management
نویسندگان [English]
Samira Farahani1؛ Hasan Askari2؛ Seyedeh Masoumeh Zamani3
1Corresponding author, Assistant Prof., Research Institute of Forests and Rangelands, Agricultural Research, Education and Extension Organization (AREEO), Tehran, Iran
2Prof., Research Institute of Plant Protection, Agricultural Research Education and Extension Organization, Tehran, Iran
3Associate Prof., Research Institute of Forests and Rangelands, Agricultural Research, Education and Extension Organization (AREEO), Tehran, Iran