1نویسنده مسئول، استادیار، گروه علوم و مهندسی جنگل، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری، ساری، ایران
2استاد، گروه علوم و مهندسی جنگل، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری، ساری، ایران
3دانشیار، گروه میکروبیولوژی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران
4مربی، گروه علوم مهندسی، دانشگاه ملی مهارت، تهران، ایران
چکیده
سابقه و هدف: سری فلورد از جنگلهای مدیریتشده شرکت چوب و کاغذ فریم میباشد که تاکنون سه دوره نشانهگذاری در آن انجام شده است. در یک بومسازگان جنگل، خشکدارهای افتاده بهعنوان یک خردزیستگاه شناخته میشوند که حضور آنها نقش مهمی در تنوع گونهای و فراوانی قارچهای چوبزی دارند. قارچهای ماکروسکوپی چوبزی موجود بر روی خشکدار افتاده، ازجمله تجزیهکنندگان اصلی و مؤثر در بومسازگان جنگل محسوب میشوند. بخشهایی از جنگلهای شمال البرز بهدلیل برخورداری از شرایط اقلیمی متفاوت، افزونبر پوشش گیاهی غنی، از فلور قارچی متنوعی نیز برخوردار میباشد. شناسایی فلور قارچهای تجزیهکننده چوب در هر منطقه میتواند ما را در درک بهتر تنوع بومسازگان پیچیده جنگل یاری رساند. هدف این پژوهش، بررسی فراوانی و تتوع گونهای قارچهای تجزیهکننده بر روی خشکدارهای افتاده راش و ارتباط آن با حجم خشکدار افتاده است. مواد و روشها: در این تحقیق در رویشگاه موردمطالعه بعد از انجام جنگلگردشیهای مقدماتی در راشستانهای جنگل سری فلورد جنگل فریم شهرستان پلسفید، در دامنه ارتفاعی 1200 تا 1800 متر از سطح دریا، بهطور تصادفی از 15 خشکدار افتاده به فاصله بیشتر از 200 متر از یکدیگر نمونهبرداری به عمل آمد. بهمنظور جمعآوری نمونه قارچهای ماکروسکوپی چوبزی در هر مورد بهدنبال مشاهده نمونه قارچی، هرنمونه به شکل سالم، کامل و مناسب برای شناسایی براساس خصوصیات ریختشناسی برداشت شد. تمامی قارچهای چوبزی شمارهگذاری و جمعآوری شدند و برای شناسایی ریختشناسی به آزمایشگاه قارچشناسی انتقال یافتند. دادههای بهدستآمده مربوط به تنوع گونهای وارد نرمافزارSpss16 شدند و نرمالبودن آنها با استفاده از آزمون آماری کولموگروف- اسمیرنوف موردبررسی قرار گرفتند. برای تحلیل تنوع گونهای و خوشهبندی قارچها، از روش منحنی ریرفکشن (فردی و جمعی) با نرمافزار Past استفاده شد و بهمنظور تفکیکپذیری گونهها، از تجزیه به مؤلفههای اصلی نیز بهره گرفته شد. ریرفکشن روشی آماری برای برآورد تعداد گونههای موردانتظار از یک مجموعه افراد انتخابشده بهطور تصادفی در یک نمونه است. این روش به پرسش اساسی پاسخ میدهد که اگر یک نمونه شامل n فرد باشد (n<N)، چه تعداد گونه احتمالاً در آن وجود دارد. افزونبراین، با استفاده از روشConvex Hulls یا بدنههای محدب؛ یعنی بستهای از اضلاع که نقاط مشترک درون آن قرار میگیرند، میتوان روابط سهمتغیره را برحسب نمونهها استخراج کرد. نمودار مثلثیTernary Plot نیز با قراردادن یک متغیر بر روی هر ضلع و نمایش آنها برحسب درصد و نسبت به یکدیگر، پراکنش نقاط را در قالب یک سهضلعی آشکار میسازد. نتایج و یافتهها: درمجموع، 15 خشکدار افتاده بررسی شد و 26 گونه قارچ ماکروسکوپی از 22 جنس و 16 خانواده تشکیل شده است که قارچهای Trametes versicolor، Trametes hirsuta، Bjerkandera adusta،Galerina autumnalis،Ganoderma lucidumوStereum hirsutumبهترتیب بیشترین فراوانی و گونههای Crepidotus mollis، Ganoderma applanatum، Pluteus cervinus، Tramates gibbosaوTremella mesentericaکمترین فراوانی را داشتند. در میان آنها، خانواده Polyporaceaeبیشترین ارتباط را با خشکدار افتاده راش نشان داد و حجم آن در راشستانهای جنگلهای مدیریتشده فلورد برابر با 46/1 مترمکعب در هکتار برآورد شد. از میان ۲۶ گونه قارچ چوبزی شناساییشده، نتایج نشان داد که خانوادههای Polyporaceae، Phanerochaetaceae، Ganodermataceae و Hymenochaetaceae دارای بیشترین فراوانی بودهاند، درحالیکه خانوادههای Crepidotaceae، Pluteaceae و Tremellaceae کمترین فراوانی را به خود اختصاص دادند. نتایج تجزیه مؤلفههای اصلی نشان داد که تنوع گونهای موجب تفکیک قارچها به دو گروه اصلی گردید و تنها گونه قارچ رنگینکمان (Trametes versicolor) از سایر گونهها متمایز بود، درحالیکه بقیه گونهها در گروههای مشابه قرار گرفتند. افزونبراین، نتایج حاصل از روش ریرفکشن نشان داد که قارچ رنگینکمان رفتاری متفاوت نسبت به سایر قارچها داشته و الگوی پاسخ هر یک از این گونهها در ارتفاعات مختلف نیز متفاوت بوده است. نتیجهگیری: یکی از اصول جنگلشناسی همگام با طبیعت، باقیگذاشتن خشکدارها در جنگل است؛ زیرا این عناصر موجب ایجاد ریزاقلیمهای متنوع در زیستگاه شده و پاسخ موجودات زنده به مدیریت جنگل و شیوههای مختلف جنگلشناسی را تحت تأثیر قرار میدهند. بررسی مدیریت جنگل فلورد نشان داد که با برداشت درختان در سه دهه گذشته، حجم خشکدارهای افتاده در این سری نسبت به راشستانهای طبیعی جنگلهای هیرکانی در سایر مناطق کمتر است. خشکدارهای افتاده بهعنوان یکی از مهمترین بسترهای زیستگاهی فلور قارچهای چوبزی شناخته میشوند و ضرورت توجه به نگهداشت آنها بیشازپیش احساس میشود. بنابراین پیشنهاد میشود، در مدیریت پایدار و حفاظت جنگل، به نقش خشکدارهای افتاده بهعنوان یکی از مهمترین بسترهای زیستگاهی فلور قارچهای چوبزی توجه ویژه شود. نگاه صرفاً اقتصادی به خشکهدارها میتواند موجب آسیب به روند تجدید حیات طبیعی و زادآوریهای بعدی در چرخه بومسازگان جنگل گردد.
The relationship between the volume of fallen beech logs and the abundance and species diversity of wood-inhabiting fungi in the managed Flord Forest, Pol Sefid
1Corresponding author, Assistant Prof., Department of Forest Sciences and Engineering, Sari Agricultural Sciences and Natural Resources University, Sari, Iran
2Prof., Department of Forest Sciences and Engineering, Sari Agricultural Sciences and Natural Resources University, Sari, Iran
3Associate Prof., Department of Microbiology, Faculty of Sciences, University of Mazandaran, Babolsar, Iran
4Expert, Department of Engineering Sciences, Faculty of Engineering Sciences, Technical and Vocational University (TVU), Tehran, Iran.