1Department of Clinical Sciences, Faculty of Veterinary Medicine, Shahrekord University, Shahrekord, Iran.
2Department of Medical Parasitology and Mycology, School of Public Health, Tehran University of Medical Sciences, Tehran, Iran.
3Infectious and Tropical Diseases Research Center, Dezful University of Medical Sciences, Dezful, Iran.
4Infectious and Tropical Diseases Research Center, Dezful University of Medical Sciences, Dezful, Iran. & Department of Medical Parasitology, School of Medicine, Dezful University of Medical Sciences, Dezful, Iran.
چکیده
Introduction: Leishmania infantum-induced canine visceral leishmaniasis (CVL) is endemic throughout the Mediterranean region and constitutes a neglected zoonotic infection that threatens public health. This investigation, employing the DAT technique, assessed prevalence of VL antibodies in symptomatic and asymptomatic domestic and stray dogs in Dezful County and its surrounding areas. Materials & Methods: For this purpose, serum samples from 130 dogs in Dezful County (105 from shelters and 25 from a veterinary clinic) were collected to assess anti-L. infantum antibodies using the direct agglutination test (DAT). Results: Overall, 16 dogs (12.3%) were seropositive at ≥1:320 and 114 dogs (87.7%) were seronegative at ≤1:320, with 4(3.07%) showing strong positivity at a titer of 1:1280. All seropositive dogs were asymptomatic, with an average age of 1.5 years. A significant difference in seroprevalence was observed between living conditions, with higher rates in stray and sheltered dogs compared to owned dogs (P=0.041). Conclusion: Our findings, as well as those of asymptomatic seropositive dogs, underscore the potential for an active transmission cycle of CVL in Dezful. Dogs exhibiting clinical signs of leishmaniasis in this region may act as the primary reservoir hosts of L. infantum for humans and other susceptible animals. These findings underscore the critical need for ongoing surveillance, integrated vector management, and molecular studies to confirm circulating Leishmania species. This study highlights the urgency of targeted control strategies to reduce zoonotic transmission in northern Khuzestan.
لیشمانیوز احشایی سگها در دزفول، شمال خوزستان، جنوبغرب ایران: اهمیت سرواپیدمیولوژی و زئونوتیکی
چکیده [English]
لیشمانیوزیس احشایی در سگها، ناشی از انگل لیشمانیا اینفانتوم، یک بیماری مشترک بین انسان و حیوان است که بهویژه در مناطق بومی مانند استان خوزستان ایران اهمیت بالایی برای سلامت عمومی دارد. شهرستان دزفول در شمال خوزستان، به دلیل شرایط اکولوژیکی و اپیدمیولوژیکی مناسب، بستر مناسبی برای انتقال بیماری محسوب میشود، اما دادههای جامعی درباره شیوع سرولوژیکی این بیماری در این منطقه در دسترس نیست. در این مطالعه توصیفی مقطعی که بین فوریه تا سپتامبر ۲۰۲۳ انجام شد، شیوع سرولوژیکی CVL در سگهای اهلی و ولگرد در دزفول و مناطق روستایی اطراف بررسی گردید. نمونههای سرمی از سه پناهگاه (۱۰۵ سگ) و یک کلینیک دامپزشکی (۲۵ سگ) جمعآوری شد. در مجموع، ۱۳۰ سگ برای وجود آنتیبادی علیه لیشمانیا اینفانتوم با استفاده از تست آگلوتیناسیون مستقیم که روشی رایج در تشخیص لیشمانیوز احشایی است، آزمایش شدند. تیترهای ۱:۳۲۰ و بالاتر نشاندهنده عفونت در نظر گرفته شد. نتایج نشان داد که ۱۶ سگ (۱۲.۳٪) سرم مثبت داشتند که از این میان، ۴ سگ (۳.۰۷٪) دارای تیتر بالای ۱:۱۲۸۰ بودند. همه سگهای سرم مثبت بدون علامت بالینی بودند و اکثراً سگهای ولگرد یا پناهگاهی با میانگین سن ۱.۵ سال بودند. هیچ رابطه معناداری بین سرم مثبت بودن با جنسیت (P=0.712) یا گروه سنی دیده نشد، اما تفاوت معناداری در شیوع سرولوژیکی بین شرایط زندگی سگها وجود داشت؛ سگهای ولگرد و پناهگاهی شیوع بیشتری نسبت به سگهای اهلی داشتند (P=0.041) که نشاندهنده نقش مهم این جمعیتها به عنوان مخازن پنهان عفونت است. وجود پشه فلبوتوموس الکساندری به عنوان ناقل احتمالی و تعداد زیاد سگهای بدون علامت، نشاندهنده احتمال وجود چرخه انتقال فعال CVL در دزفول است. عفونت بدون علامت در بیش از نیمی از سگهای سرم مثبت، تشخیص زودهنگام و کنترل بیماری را پیچیده میکند، زیرا این سگها با وجود نداشتن علائم، میتوانند عامل انتقال انگل باشند. این یافتهها اهمیت نظارت مستمر، مدیریت یکپارچه ناقلین و مطالعات مولکولی برای شناسایی گونههای گردشکننده لشمانیا را برجسته میسازد. مطالعه حاضر اطلاعات اپیدمیولوژیکی مهمی از منطقهای کمتر بررسیشده ارائه کرده و ضرورت اجرای استراتژیهای هدفمند کنترل را برای کاهش انتقال زئونوز در شمال خوزستان نشان میدهد.